کوچ - شعری از فریدون مشیری

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد! به کوه خواهد زد! به غار خواهد رفت! تو کودکانت را، بر سینه می‌فشاری گرم و همسرت را، چون کولیان خانه به دوش میان آتش و خون می‌کشانی از دنبال و پیش پای تو از انفجارهای مهیب دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد و شهرها همه در دود و شعله خواهد سوخت و آشیان‌ها بر روی خاک خواهد ریخت و آرزوها در زیر خاک خواهد مرد! خیال نیست عزیزم! صدای تیر بلند است و ناله‌ها پیگیر و برق اسلحه، خورشید را خجل کرده ست! چگونه این همه بیداد را نمی‌بینی؟ چگونه این همه فریاد را نمی‌شنوی؟ صدای ضجه خونین کودک عَدَنی است، و بانگ مرتعش مادر ویتنامی، که در عزای عزیزان خویش می گریند، و چند روز دگر نیز نوبت من و توست، که یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم! و یا به کشتن فرزند خلق برخیزیم! و یا به کوه، به جنگل، به غار، بگریزیم ــ پدر! چگونه به نزد طبیب خواهی رفت؟ که دیدگان تو تاریک و راه باریک است تو یک قدم نتوانی به اختیار گذاشت. تو یک وجب نتوانی به اختیار گذاشت! که سیل آهن در رها ها خروشان است! تو ای نخفته شب و روز، روی شانه اسب، ــ به روزگار جوانی ــ به کوه و دره و دشت، تو ای بریده ره از لای خار و خارا سنگ کنون کنار خیابان در انتظار بسوز! درون آتش بغضی که در گلو داری، کزین طرف نتوانی به آن طرف رفتن! حریم موی سفید ترا که دارد پاس؟ کسی که دست ترا یک قدم بگیرد، نیست و من که ــ می دوم اندر پی تو ــ خوشحالم که دیدگان تو در شهر بی ترحم ما به روی مردم نامهربان نمی‌افتد! پدر، به خانه بیا، با ملال خویش بساز! اگر که چشم تو بر روی زندگی بسته ست چه غم که گوش تو پیچ رادیو باز است: ـ «... هزار و ششصد و هفتاد و یک نفر امروز به زیر آتش خمپاره‌ها هلاک شدند و چند دهکده دوست راهواپیما، به جای خانه دشمن گلوله باران کرد!... » گلوی خشک مرا بغض می فشارد تنگ و کودکان مرا لقمه در گلو مانده ست که چشم آنها با اشک مرد بیگانه ست. چه جای گریه، که کشتار بی دریغ حریف برای خاطر صلح است و حفظ آزادی! و هر گلوله که بر سینه‌ای شرار افشاند غنیمتی است که:دنیا بهشت خواهد شد. پدر، غم تو مرا رنج می‌دهد، اما غم بزرگتری می‌کند هلاک مرا: بیا به خاک بلا دیده‌ای بیندیشیم که ناله می‌چکد از برق تازیانه در او به خانه‌های خراب به کومه‌های خموش به دشت‌های به آتش کشیده متروک که سوخت یک‌جا برگ و گل و جوانه در او! به خاک مزرعه هایی که جای گندم زرد لهیب شعله سرخ به چار سوی افق میکشد زبانه در او به چشم‌های گرسنه به دست‌های دراز به نعش دهقان میان شالیزار به زندگی که فرو مرده جاودانه در او! بیا به حال بشر های‌های گریه کنیم که با برادر خود هم نمی‌تواند زیست چنین خجسته وجودی کجا تواند ماند؟! چنین گسسته عنانی کجا تواند رفت؟ صدای غرش تیری دهد جواب مرا: به کوه خواهد زد! به غار خواهد رفت! بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد! مجموعه‌ی آثار شاعران معاصر در فهرست پخش زیر تقدیم حضور گشته است؛ لطفاً مشاهده فرمایید:    • شاعران معاصر  

فتح باغ - شعری از فروغ فرخزاد
▶︎

فتح باغ - شعری از فروغ فرخزاد

مهتاب | شعری از نیما یوشیج
▶︎

مهتاب | شعری از نیما یوشیج

کشک بادمجان درست و حسابی، مزه‌ای لایق مدال المپیک که در مورد ۳۵ سال تکامل با شما صحبت می‌کند
▶︎

کشک بادمجان درست و حسابی، مزه‌ای لایق مدال المپیک که در مورد ۳۵ سال تکامل با شما صحبت می‌کند

ما ماکت زندگی رو تو بازیگری تکرار می کنیم | حامد بهداد در کتاب باز
▶︎

ما ماکت زندگی رو تو بازیگری تکرار می کنیم | حامد بهداد در کتاب باز

Shamaeizadeh In Exile | در تبعید - حسن شماعی‌زاده
▶︎

Shamaeizadeh In Exile | در تبعید - حسن شماعی‌زاده

روزگار غریب | احمد شاملو
▶︎

روزگار غریب | احمد شاملو

Manouchehr Cheshmazar | بهترین‌های منوچهر چشم‌آذر
▶︎

Manouchehr Cheshmazar | بهترین‌های منوچهر چشم‌آذر

نقش - شعری از سهراب سپهری
▶︎

نقش - شعری از سهراب سپهری

زندگی نامه فریدون مشیری: میخوای مشیری رو بشناسی؟این ویدیو رو ببین
▶︎

زندگی نامه فریدون مشیری: میخوای مشیری رو بشناسی؟این ویدیو رو ببین

کوچه | فریدون مشیری
▶︎

کوچه | فریدون مشیری

سفر بخیر | شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی
▶︎

سفر بخیر | شعری از محمدرضا شفیعی کدکنی

شیران روبَه مزاج  -  قصۀ ما به سر رسید -- نوشته محمد علی جمالزاده Part 1  ( با صدای: H. Parham )
▶︎

شیران روبَه مزاج - قصۀ ما به سر رسید -- نوشته محمد علی جمالزاده Part 1 ( با صدای: H. Parham )

پریا - شعری اعتراضی از احمد شاملو
▶︎

پریا - شعری اعتراضی از احمد شاملو

صادق قطب‌ زاده | از انقلابی تا برانداز
▶︎

صادق قطب‌ زاده | از انقلابی تا برانداز

قصه شهر سنگستان | مهدی اخوان ثالث
▶︎

قصه شهر سنگستان | مهدی اخوان ثالث

رشید کاکاوند از زشتی لیلی و عاشقی مجنون حرف می زند | محفل شعر رشید کاکاوند
▶︎

رشید کاکاوند از زشتی لیلی و عاشقی مجنون حرف می زند | محفل شعر رشید کاکاوند

پوستین کهنه (میراث) | شعری از مهدی اخوان ثالث
▶︎

پوستین کهنه (میراث) | شعری از مهدی اخوان ثالث

گالیا | شعری از هوشنگ ابتهاج
▶︎

گالیا | شعری از هوشنگ ابتهاج

قصه بر دار كردن منصور حلاج از تذكرة الاولیاء عطار نيشابورى
▶︎

قصه بر دار كردن منصور حلاج از تذكرة الاولیاء عطار نيشابورى

اسپرسو | حسام الدین آشنا [رئیس اسبق مرکز بررسی‌های استراتژیک] | قسمت اول
▶︎

اسپرسو | حسام الدین آشنا [رئیس اسبق مرکز بررسی‌های استراتژیک] | قسمت اول