اسکندر مقدونی : قسمت 3/3 - فرجام شاه جهانگشا
حمایت اختیاری از دیپ پادکست: / deeppodcastiran Instagram: / deep.podcast Telegram Channel: Https://www.telegram.me/deeppodcast ـــــــــــــــ music by @incompetech_kmac Kevin MacLeod @ScottBuckley لینک هر سه قسمت زندگینامه اسکندر مقدونی : قسمت اول زندگینامه اسکندر مقدونی • اسکندر مقدونی : قسمت 1/3 - ظهور شاه جهانگشا قسمت دوم زندگینامه اسکندر مقدونی • اسکندر مقدونی : قسمت 2/3 - سقوط هخامنشیان قسمت سوم زندگینامه اسکندر مقدونی • اسکندر مقدونی : قسمت 3/3 - فرجام شاه جهانگشا ـــــــــــــــ اسکندر مقدونی منبع ما در این ویدیو این کتابه: تاریخ ایران باستان نوشته حسن پیرنیا و این ویدیو قسمت سوم و پایانی از زندگینامه اسکندر مقدونی است مناطق مختلف ایران یکی پس از دیگری به دست اسکندر مقدونی میافتاد. بسیاری از این نواحی بدون جنگ و خونریزی و فقط با مذاکره تسلیم اسکندر میشدن. یعنی حاکم سابق همچنان بر سر پست و مقام خودش باقی میموند فقط اینبار خراجگذارِ اسکندر میشد. رفته رفته اسکندر تحت تاثیر فرهنگ ایران قرار گرفت. به مرور بسیاری از اسرا رو آزاد کرد و حتی باهاشون رفتار خوبی داشت. نوع لباس پوشیدن اسکندر هم تغییر کرده بود و لباسهای ایرانی میپوشید بعد از هگمتانه ، اسکندر به سمتِ بابل رفت. پیشگویی که در کنار اسکندر بود ازش خواست مسیرش رو تغییر بده و از راهِ بابل حرکت نکنه، چون طالع نیکی در بابِل وجود نداره. اسکندر اهمیتی به این حرف پیشگو نداد. کلا اهمیتی به پیشگویان دربار نمیداد. اسکندر واردِ بابل شد و مردمان و بزرگان به استقبال شاه جهانگشا اومدن. به پاس این پیروزیها جشنهای بزرگی بر پا شد . همگی میزدن و میرقصیدن و مینوشیدن. پزشکان به اسکندر توصیه کرده بودن که میگساری میتونه برای سلامتی فرمانروا بسیار خطرناک باشه اما اسکندر اهمیتی به هیچ توصیهای نمیداد و به شدت مشغول میگساری بود. در نتیجه همین افراط در شراب خواری به شدت تب کرد و روز به روز حالش وخیم تر شد. در نهایت در سال 324 پیش از میلاد و در حالیکه تنها سی و دو سال داشت ، تسلیم روزگار شد و بدرود حیات گفت. بعضی از مورخین اعتقاد دارند اسکندر توسط سردارش آنتی پاتر مسموم شد. چون بعد از مرگِ اسکندر قدرت آنتی پاتر بیشتر شد و حتی کارهایی انجام میداد که کاملا برخلاف خواسته های اسکندر بود. جسد اسکندر رو در یک تابوت دانِ طلایی قرار دادند. طبقِ نوشته ها تا سالِ 200 پس از میلاد همچنان مقبره و تابوت اسکندر مشخص بود و بزرگان زیادی از این تابوت دیدن کرده بودند اما از اون زمان به بعد دیگه هیچ جزئیاتی از سرنوشت آرامگاه و تابوت اسکندر در اختیار نداریم. اسکندر وارث مشخصی نداشت . حتی فرزندش از روشنک یعنی اسکندر چهارم بعد از مرگش به دنیا اومد. مدت کوتاهی پس از مرگ اسکندر مقدونی، بزرگان با همدیگه به اختلافات شدیدی خوردند این نفاق باعث شد تا چهل سال تموم، بین سرداران مقدونی جنگهای خونین شکل بگیره. جنگهایی بر سر قدرت. در نهایت این امپراتوری تجزیه شد و بخش های بزرگی از ایران کنونی ضمیمه قلمرو سلوکیان شد. سلوکیان یونانی تبار بودند و اقوام ایرانی دیگه تحمل حضور بیگانگان در خاک کشور رو نداشتند. در این دوران دوباره یک قوم ایرانی تبار ظهور کرد. خاندانی که قرار بود شکوه دوران هخامنشیان رو زنده کنه. قرار بود دوباره یک شاهنشانیِ ایرانی زنده بشه. یک شاهنشاهی به نام اشکانیان. اسکندر مقدونی در تمام جنگها پیروز بود و هیچگاه شکست نخورد. در زمان مرگ هم وارثی نداشت. گفته میشه پیش از اینکه از دنیا بره ازش پرسیده بودند : این امپراتوری را برای چه کسی به میراث میگذارید پاسخ اسکندر کوتاه بود: برای قوی ترین انسان در همدان یک مجسمهای هست تحت عنوان شیر سنگی. بر سر تاریخ این مجسمه اختلاف نظر وجود داره. بعضیا میگن مربوط به دوره مادهاست یه عده میگن به دوره اشکانی برمیگرده. اما یک نظریهای هم هست که میگه این مجسمه به دستور اسکندر برای یادبود یکی از سردارانش ساخته شده. چون زمانیکه اسکندر در همدان بود یکی از سردارانِ بزرگش به اسمِ هِفایستیون از دنیا رفت. اسکندر هم عزای عمومی اعلام کرد و بسیار از این اتفاق ناراحت شد. دو روایت هم در مورد مقبره هِفایستیون وجود داره بعضیا میگن در همدان و در محوطه کلیسای گِریگور دفن شده و بعضیا هم میگن جنازه رو به بابل بردن و در اونجا دفن کردند بعد از اقامت در شوش، اسکندر به سمتِ پایتخت تابستانی هخامنشیان یعنی همدان رفت. به دستور اسکندر بیشتر ثروت هخامنشیان از پارسه به همدان منتقل شده بود به طور کلی مقدونی ها شیفته فرهنگ شرق شده بودند و البته از اون طرف ایرانی ها هم به فرهنگ یونانی علاقه نشون میدادن. حتی اسکندر قبل از اینکه به شرقِ ایران و آسیای میانه لشکرکشی کنه، خانواده داریوش رو در شوش گذاشته بود تا زبان و فرهنگ یونانی رو آموزش ببینن. اون حتی یک نیروی نظامی سی هزار نفره از ایرانی ها تاسیس کرد که فرماندهی این نیروی نظامی هم به عهده سرداران ایرانی بود. این کارها باعث خشم اطرافیانش میشد. اونا اعتقاد داشتند ایرانی ها برده ما هستند و نباید با اونها مثلِ خودی رفتار بشه. گروهی از یونانی ها از سپاه اسکندر جدا شدند و زودتر به سمتِ سرزمینشون به راه افتادند. جسته و گریخته هم به اسکندر خبر میدادند که مناطق مختلف دارن شورش میکنند و دیگه از ما فرمان نمیگیرن. اسکندر به بزرگان دستور میداد این شورشها رو از بین ببرن اما در بعضی موارد ، خودش هم دیگه یارای جنگ و جدال نداشت اسکندر به شوش رفت. در اونجا هنوز بعضی از اعضای خاندان سلطنتیِ هخامنشی حضور داشتند. اسکندر با دختر داریوش سوم و همچنین دخترِ اردشیر سوم ازدواج کرد. در شوش مراسمی برگزار شد که در تاریخ معروف شده به جشنِ ازدواجِ جمعی شوش. چون در این مراسم به جز اسکندر سایر سردارانِ مقدونی هم با زنان ایرانی ازدواج کردند. گفته میشه هشتاد زن ایرانی از اقوام پارس و ماد به همسری مقدونی ها و یونانی ها در اومدند و مراسم هم طبقِ رسم و رسومات ایرانی ها برگزار شد

شاه اسماعیل صفوی : قسمت 1/3 - خداوندِ چهارده ساله

اسکندر مقدونی : قسمت 1/3 - ظهور شاه جهانگشا

بزرگترین امپراتوری عربی تاریخ - امویان

Conquering K2: Deadlier Than Spaceflight and Spacewalking

آریو برزن : سردار ایرانی که اسکندر مقدونی را شکست داد

فوری_اعزام جنگنده و نیروی ویژه به سمت ایران_ترامپ در حال بررسی انجام یک حمله گسترده

Chaldiran: The Battle That Changed Islam - Selim I Against Ismail I

شروع حملات آمریکا به ایران/ آخرین خبرهای جنگ

اسکندر مقدونی : قسمت 2/3 - سقوط هخامنشیان

زندگینامه نادر شاه افشار : قسمت 1/3 - نجات یک سرزمین

زندگینامه داستایفسکی : مردی که اعدام نشد

The Arab Conquest of Persia: The Fall of a Superpower

خشایارشا هخامنشی : نبرد ترموپیل و فتح آتن

The REAL reason the US can’t beat Iran

ملکه کلئوپاترا : سیاست زنانه در بازی قدرت

فیلیپ مقدونی و رویای فتح ایران

کاملترین مستند درباره بابک خرمدین | ماجرای خیانت افشین به ایران

هر چیزی که قبل از اودیسه نولان باید بدانید | Before Watching The ODYSSEY

تخت جمشید : نخستین سازمان ملل در تاریخ بشر

