Canal-e Vafa | EP 42 | کانال وفا | اپیزود ۴۲ | بیداری مدنی | توهم و تعصب
بیداری مدنی | توهم و تعصب چرا گاهی با وجود اینهمه اطلاعات، باز هم واقعیت را آنطور که هست نمیبینیم؟ و چرا حتی وقتی با بخشی از حقیقت روبهرو میشیم، باز هم گاهی حاضر نیستیم از چارچوب ذهنی خودمون فاصله بگیریم؟ تا اینجا در مسیر بیداری مدنی از شهروندی گفتیم، از عاملیت، از مشارکت، از اعتماد، از حقیقت، از گفتوگو، و از امید. دیدیم که جامعه، بدون امکان گفتوگو، بدون اعتماد، و بدون امید - توانِ تصور آینده، بهتدریج پزمرده و فرسوده میشه. شاید یکی از دشوارترین موانع در مسیر بیداری مدنی، توهم و تعصب باشد این تصور که ما واقعیت را کامل میبینیم، و دیگری و دیگران به خطا هستند. در اپیزود پرستش هم اشاره کوتاهی به توهم و تعصب داشتیم. توهم، لزوما از جنسِ خیال یا دروغ نیست. گاهی توهم، تصویری ناقص از واقعیته که آنقدر تکرار شده که کامل به نظر میرسد. امروز، در دنیایی زندگی میکنیم که اطلاعات بیش از هر زمان دیگری در دسترس است. اما پیچیدگی داستان اینجاست که با وجود حجم عظیم اطلاعات، اغلب، رسیدن به درکی مشترک از واقعیت، سختتر شده. شبکههای اجتماعی، الگوریتمها، و فضای رسانهایِ قطبی، مدام ما را در معرض روایتهایی قرار میدهند که بیشتر با باورهای ما هماهنگاند. کمکم احساس میکنیم: «همه همینطور فکر میکنند.» در حالی که خیلی وقتها فقط در یک اتاق پژواک اکو چیمبر، قرار گرفتهایم. فضایی که مدام صدای باورهای خودمان را به ما برمیگرداند. در چنین فضایی، گفتوگو کمکم جای خودش را به تأییدِ متقابل میدهد. بیشتر کسانی را میشنویم که شبیه خودمون فکر میکنند، و کمتر در معرض تجربهٔ واقعیِ دیگری قرار میگیریم. و وقتی گفتوگو ضعیف بشه، توهمهای ما راحتتر به یقین تبدیل میشن. مخصوصاً وقتی یک روایت، بارها و بارها تکرار شود. چون ذهن انسان، گاهی فقط بهخاطرِ آشنا بودنِ یک گزاره، راحتتر آن را میپذیره و باور میکند، حتی وقتی شواهدِ کافی برای درست بودنش وجود ندارد. گاهی هم توهم، خودش را در توضیحهای ساده و هیجانانگیز نشان میدهد. این تصور که پشتِ هر اتفاق، حتماً یک نقشهٔ پنهانِ کامل وجود دارد. در چنین فضایی، فهمِ پیچیدگیِ واقعیت سختتر میشود، و قضاوتِ سریع جایِ پرسش، تحقیق، و گفتوگو را میگیرد. == گاهی هم افراد، در ظاهر از چیزی حمایت میکنند که در درون، واقعاً به آن باور ندارند، فقط چون تصور میکنند همه آن را پذیرفتهاند. و اینگونه، بعضی توهمها کمکم به رفتار جمعی تبدیل میشوند. گاهی هم توهم، خودش را در تصویرِ گذشته نشان میدهد. گذشتهای که آنقدر آرمانی و بینقص تصور میشود که جامعه، بهجای فهمِ امروز و ساختنِ آینده، در حسرتِ بازگشت متوقف میشود. در چنین فضایی، انرژی جامعه بیشتر صرفِ سوگواری برای گذشته میشود، تا ساختنِ آینده. باید گفت که توهم، فقط فردی نیست. گاهی گروهها، رسانهها، و حتی جریانهای سیاسی هم ممکن است گروهی دچار توهم شوند. توهمِ محبوبیت، توهمِ اکثریت توهمِ نمایندگی جامعه، یا حتی توهمِ قدرت یا نزدیکی به قدرت. شاید یکی از پیچیدگیهای امروز ما همین باشد که گاهی هنوز مفاهیم قدیمیِ قدرت و سیاست را با واقعیت روز اشتباه میگیریم. مقاله گذار از حاکمیت به جامعه و اپیزود تحول معنا رو اگر مایل بودید بخونید و ببینید. برای نمونه، بخشی از آنچه در این سالها بهعنوان اپوزیسیون، جریانهای سیاسی، یا آلترناتیو مطرح میشود، در عمل به ساختار واقعی قدرت دسترسی مستقیم نداشتهاند، و بیشتر در فضای رسانه، شبکههای اجتماعی، و گفتمان سیاسی حضور دارشتند که میتونه به نوعی توهم اکثریت، محبوبیت و قدرت ایجاد کنه در چنین شرایطی، مهمتر از، اگر بشه گفت، توهم نمایندگی، نیاز به واقعبینی و بازسازی رابطهای واقعی با جامعه، بازساری اعتماد، و مشارکت و کنش مسئولانه است. وقتی جامعه مدنی بیدار نیست، جامعه سیاسی کدام دستور کار خودش رو از چه کسی بگیره و با کدام نهاد قدرتی که با آن در رابطه مستقیم نیست مذاکره کنه. چون مشروعیت، همانطور که قبلاً گفتیم، ادعا کردنی نیست و در تجربهٔ واقعیِ جامعه شکل میگیرد. مسئله فقط ندیدنِ واقعیت هم نیست. گاهی حتی وقتی بخشی از حقیقت را میبینیم، باز هم حاضر نیستیم چیزی بیرون از چارچوب ذهنی، سیاسی، یا هویتیِ خودمان را بپذیریم. اینجاست که از توهم در سراشیبی تعصب میغلتیم. تعصب، فقط داشتنِ عقیدهٔ قوی نیست. تعصب، یک ناتوانیه، ناتوانی دیدنِ امکانِ خطا در خود ماست. اینکه فکر کنیم حقیقت، تماماً در اختیار ماست، و دیگری، باید قانع، اصلاح، یا حذف بشه. شاید یکی از نشانههای تعصب همین نوع نگاهِ مطلقگرا باشد. اینکه افراد، گروهها، یا شخصیتها را یا کاملاً قهرمان ببینیم، یا کاملاً خائن و ضدقهرمان. در چنین فضایی، پیچیدگی، خطا، رشد، و امکانِ تغییر کمکم از بین میره و ناپدید میشود. در حالی که جامعهٔ مدنی، دقیقاً در همین فضای میانی، پیچیده، و انسانی رشد میکنه و شکل میگیرد. تعصب میتواند سیاسی باشه مذهبی باشد، رسانهای باشد، قومیتی باشد، ایدئولوژیک باشد، و حتی اخلاقی باشد. گاهی ما اونقدر شیفته تصویرِ اخلاقیِ خودمون میشیم و از خودمون مطمئن که دیگر صدای دیگری را نمیشنود. تعصب شاید خیلی وقتها از زبان آغاز میشه. از تمسخر، برچسب زدن، تحقیر، یا حذفِ تدریجیِ دیگری. و اگر فرد یا جامعهای مراقب این صدمات و فرسایش نباشد، و مسئولیت کنش خودش رو به عهده نگیره شکافها عمیقتر میشوند. https://x.com/vafamostaghim / vafamostaghim / vafamostaghim Produced by PersuMedia LLC In Collaboration with Iran 1400 INC Video and Graphics: Farivar Hamzeyi

When Tyson Faced the Smash Machine

تلقین | داستانی از مثنوی معنوی مولانا

Nobody Breaks Celebrities Like Rowan Atkinson

Canal-e Vafa | EP 46 | کانال وفا | اپیزود ۴۶ | بیداری مدنی | همزیستی

شب صد و چهارم: ترامپ: «حمله امشب کنسل است، توافق تقریبا قطعی شده» گفتگو با دکتر رامین کامران

Episode 01 - The Gate to Mindfulness (دروازهٔ ذهن آگاهی)

If You’re Tired, Watch This! (Start Now)

6369 بلای وابستگی و دلبستگی

برای رسیدن به تعالی باید سفر کرد | بهترین های مجتبی شکوری

Canal-e Vafa | EP 45 | کانال وفا | اپیزود ۴۵ | پاورقی | نامه رضاشاه به روزولت

قصه بر دار كردن منصور حلاج از تذكرة الاولیاء عطار نيشابورى

🔥 90+8' & 90+11': Iran's Impossible Win!

تو نیاز داری با این روش بودا مدتی ناپدید بشی تا خودتو جمع و جور کنی

Canal-e Vafa | EP 40 | کانال وفا | اپیزود ۴۰ | بیداری مدنی | گفتوگو

اوج فداکاری در عشق | عبدالرحمان جامی

ابراهیم ادهم | مثنوی معنوی مولانا

6276 I am sensitive and quick to anger.

سالها اشتباه کردیم! فرمول علمی برای آب کردن چربی شکمی و لاغری ماندگار

روانشناسیِ کسانی که اسمها را راحت فراموش میکنند (و این اتفاقی نیست)

