داستان زندگی بهار👌نامزدم رو توی آتیش‌سوزی از دست دادم و با بچه تو شکمم از خونه بیرونم کردن...

داستان زندگی بهار👌نامزدم رو توی آتیش‌سوزی از دست دادم و با بچه تو شکمم از خونه بیرونم کردن...سالها بعد بخاطر درمان بچه‌ام میخواستم کلیه‌مو اهدا کنم به شخصی که با دیدنش راهی بیمارستان شدم... ✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨ 🎙✨ به کانال ترانه‌داستان خوش اومدی… تمامی داستان‌ها ثبت شده هستند و به قلم خودم (ترانه) نگاشته شدند در صورت استفاده مجدد در هر کانالی برخورد صورت می‌گیرد اینجا دنیای قصه‌هاست؛ جایی که رمان‌های عاشقانه، داستان‌های معمایی، ترسناک، تاریخی و حتی روایت‌های واقعی زندگی رو می‌شنوی. با صدای من، ترانه، هر داستان مثل یک فیلم توی ذهنت زنده میشه. 📚💫 📌 اگه دنبال داستان‌صوتی طولانی برای خواب، کتاب‌صوتی فارسی، قصه‌شب، رمان‌عاشقانه یا حتی داستان‌های کوتاه و شنیدنی هستی، اینجا درست همون جاییه که باید باشی. پس همراه من شو تا هر شب قصه‌ای تازه رو با هم زندگی کنیم... ❤️ #ترانه_داستان #داستان_صوتی #رمان_صوتی #کتاب_صوتی #داستان_عاشقانه #داستان_معمایی #داستان_واقعی #داستان_کوتاه #رمان_ایرانی #رمان_خارجی #قصه_شب #قصه_گو #کتابخوانی #داستان_ترسناک #داستان_تاریخی #نریشن_رمان #داستان_طولانی #رمان_جدید #داستان_جذاب #کتاب_صوتی_فارسی

داستان واقعی : نصاب دوربین مداربسته با نصب یه دوربین کسی رو پیدا میکنه ک باور نمیکنید/داستان هیجانی
▶︎

داستان واقعی : نصاب دوربین مداربسته با نصب یه دوربین کسی رو پیدا میکنه ک باور نمیکنید/داستان هیجانی

سرگذشتی متفاوت از همیشه 👌بچم تو‌دریا غرق شد و هیچوقت پیداش نکردیم اما ۳ سال بعد...
▶︎

سرگذشتی متفاوت از همیشه 👌بچم تو‌دریا غرق شد و هیچوقت پیداش نکردیم اما ۳ سال بعد...

داستان واقعی : دیشب نت انقدر بد بود الان گذاشتم حمایت کنید خستگی از تنم بره داستان قدیمی خان روستایی
▶︎

داستان واقعی : دیشب نت انقدر بد بود الان گذاشتم حمایت کنید خستگی از تنم بره داستان قدیمی خان روستایی

داستان شنیدنی واقعی:با لباس پاره و کهنه مردم کلفتی میکردم و حقوقمو میدادم شوهرم که دست روم بلند...
▶︎

داستان شنیدنی واقعی:با لباس پاره و کهنه مردم کلفتی میکردم و حقوقمو میدادم شوهرم که دست روم بلند...

داستان واقعی‌: شوهرم همیشه می‌گفت: ورود به اتاق کارش..#داستان_واقعی #پادکست #داستان
▶︎

داستان واقعی‌: شوهرم همیشه می‌گفت: ورود به اتاق کارش..#داستان_واقعی #پادکست #داستان

شیوا و ارمین:ازدواج با دکتری پولدار، آغاز کابوس بزرگ زندگیم شد!#داستان #پادکست #داستان_واقعی #مستان
▶︎

شیوا و ارمین:ازدواج با دکتری پولدار، آغاز کابوس بزرگ زندگیم شد!#داستان #پادکست #داستان_واقعی #مستان

داستان واقعی: از اون داستاناست که هیچوقت فراموشت نمیشه..چند ماه بعد از #داستان_واقعی #پادکست #داستان
▶︎

داستان واقعی: از اون داستاناست که هیچوقت فراموشت نمیشه..چند ماه بعد از #داستان_واقعی #پادکست #داستان

داستان واقعی: داستان ارسالی؛.یه شب شوهرم عصبی و ناراحت بود.سرگذشت نرگس #داستان_واقعی #پادکست #داستان
▶︎

داستان واقعی: داستان ارسالی؛.یه شب شوهرم عصبی و ناراحت بود.سرگذشت نرگس #داستان_واقعی #پادکست #داستان

داستان واقعی مهسا🌟با اصرار مادرشوهرم برای کار به خونه یه پیرزن ثروتمند رفتم روز سوم وقتی...
▶︎

داستان واقعی مهسا🌟با اصرار مادرشوهرم برای کار به خونه یه پیرزن ثروتمند رفتم روز سوم وقتی...

علم بالاخره راز وسواس را کشف کرد!🔬
▶︎

علم بالاخره راز وسواس را کشف کرد!🔬

سرگذشت واقعی و دلهره آور🌟رفته بودم دخترم رو از مدرسه بردارم گفتن اصلا همچین دانش آموزی اونجا نیست...
▶︎

سرگذشت واقعی و دلهره آور🌟رفته بودم دخترم رو از مدرسه بردارم گفتن اصلا همچین دانش آموزی اونجا نیست...

داستان ارسالی: یه داستان روستایی جذاب براتون اوردم حالشو ببرید 🙃😘#sarnevesht_to #پادکست
▶︎

داستان ارسالی: یه داستان روستایی جذاب براتون اوردم حالشو ببرید 🙃😘#sarnevesht_to #پادکست

داستان زندگی : فقط دو سال گذشته بود که همه چی رو فهمیدم و ‌....
▶︎

داستان زندگی : فقط دو سال گذشته بود که همه چی رو فهمیدم و ‌....

زن روستایی گرفتم که ساده و خاکی باشه ولی…کارمای داستان واقعی که تاسالها از ذهنت نمیره بیرون…#داستان
▶︎

زن روستایی گرفتم که ساده و خاکی باشه ولی…کارمای داستان واقعی که تاسالها از ذهنت نمیره بیرون…#داستان

داستان واقعی🌟شوهرم رفت به مادرش سر بزنه اما هرگز برنگشت و غیب شد!! مادرشوهرم می‌گفت اصلا پسر نداره..
▶︎

داستان واقعی🌟شوهرم رفت به مادرش سر بزنه اما هرگز برنگشت و غیب شد!! مادرشوهرم می‌گفت اصلا پسر نداره..

قسمت اول :یه رمان طنز و خفن و مثل همیشه بسیارمتفاوت خدمت شما سوگلی ها❤️😂 #roman_khone #داستان_واقعی
▶︎

قسمت اول :یه رمان طنز و خفن و مثل همیشه بسیارمتفاوت خدمت شما سوگلی ها❤️😂 #roman_khone #داستان_واقعی

داستان واقعی‌: وقتی وکیل وصیت نامه مادربزرگم رو خوند.. سرگذشت ترانه #داستان_واقعی #پادکست #داستان
▶︎

داستان واقعی‌: وقتی وکیل وصیت نامه مادربزرگم رو خوند.. سرگذشت ترانه #داستان_واقعی #پادکست #داستان

داستان شنیدنی واقعی دختر دوقلوم رو بعد سالها... 🥹 واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان فارسی
▶︎

داستان شنیدنی واقعی دختر دوقلوم رو بعد سالها... 🥹 واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان فارسی

داستان شنیدنی واقعی زمان آشنایی با عشقم ... 😭😭، واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان فارسی
▶︎

داستان شنیدنی واقعی زمان آشنایی با عشقم ... 😭😭، واقعی و ارسالی از طرف شما ، پادکست و داستان فارسی