پدر شوهرم داشت درموردم اشتباه میکرد،بدونه اینکه حرفام و بشنوه تهدیدم کرد قبل از غروب آفتاب همه چی و

کاش میشد سرنوشت خویش را از سر نوشت کاش میشد اندکی تاریخ را بهتر نوشت کاش میشد پشت پا زد بر تمام زندگی داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت .... 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه و همیشه شاد و سلامت باشید تو این کانال داستان ها و تجربه های زندگی شما عزیزان روایت میشه، امیدوارم از تجربه دیگران استفاده کنید و درسی بشه تا هیچوقت مشکلات این چنین سره راهتون قرار نگیره ================== #رادیو_سرنوشت #داستان #پادکست #رادیو_سرنوشت #داستان_زندگی #روایت_زندگی #راوی #پادکست_صوتی #پادکست_فارسی #رادیو 👇👇👇از اینجا عضو کانال شوید👇👇👇 http://bit.ly/Radiosarnevesht پدر شوهرم داشت درموردم اشتباه میکرد،بدونه اینکه حرفام و بشنوه تهدیدم کرد قبل از غروب آفتاب همه چی و به پسرش میگه و آواره ام میکنه،اما نمیدونست قراره بااون اتفاق هردومون غافلگیر بشیم... خیلی ممنون ازلایک و کامنت های خوبتون و انتقاداتون که کمک میکنه کلیپ های بهتری بسازیم. ========================================== لطفا از طریق لینک زیر داستان های بیشتری از ما ببینید پلی لیست داستان های غم انگیز:    • بابا بزرگم یه مدت طولانی تو حموم بود و فکر...   پلی لیست داستان های مرموز:    • شب عروسیمون طبق روسوم جلوم خونواده شوهرم ب...   پلی لیست داستان های رازآگین:    • Video   پلی لیست داستان خیانت:    • شاگردم یه زن بیوه تو دل برو بود که با وجود...   پلی لیست داستان های واقعی:    • به شوهرم شک کردم و نقشه کشیدم مچشو بگیرم ا...   ❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹 اگه به ویدیئو های ما علاقه مندید لطفا ما رو به دوستاتون معرفی کنید    / @radiosarnevesht  

پرونده جنایی ؛ فقط برای ناهار به خانه برگشت... اما هرگز زنده بیرون نیامد | پرونده دنیل جنینگز
▶︎

پرونده جنایی ؛ فقط برای ناهار به خانه برگشت... اما هرگز زنده بیرون نیامد | پرونده دنیل جنینگز

پرونده جنایی ؛ ناپدید شدنی مرموز و حقیقتی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت | پرونده پل لیسی
▶︎

پرونده جنایی ؛ ناپدید شدنی مرموز و حقیقتی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت | پرونده پل لیسی

شوهرم به بهونه ماموریت،داشت برای همیشه ترکم میکرد این و زمانی فهمیدم که اتفاقی رفتم سرکیفش و چشم افت
▶︎

شوهرم به بهونه ماموریت،داشت برای همیشه ترکم میکرد این و زمانی فهمیدم که اتفاقی رفتم سرکیفش و چشم افت

چرا هیچ‌کس صدای آن‌ها را نشنید؟ پرونده قتل عام هنریتا
▶︎

چرا هیچ‌کس صدای آن‌ها را نشنید؟ پرونده قتل عام هنریتا

بهش اعتماد داشتم اما از اعتمادم سواستفاده کرد،شاید فکرشم نمیکرد اون روز
▶︎

بهش اعتماد داشتم اما از اعتمادم سواستفاده کرد،شاید فکرشم نمیکرد اون روز

پرونده های جنایی: زندگی با یک هیولا چطور است؟
▶︎

پرونده های جنایی: زندگی با یک هیولا چطور است؟

عمرا بفهمی مغر متفکر پشت این قتل کیه!
▶︎

عمرا بفهمی مغر متفکر پشت این قتل کیه!

فهمیده بودم شوهرم داره بهم خیانت میکنه فقط نمیدونستم طرف کیه،تااینکه یه روز بالاخره مچ شو با معشوقه
▶︎

فهمیده بودم شوهرم داره بهم خیانت میکنه فقط نمیدونستم طرف کیه،تااینکه یه روز بالاخره مچ شو با معشوقه

سر ۶۲ سالگی عاشق دختری شدم که ۳۰ سال از خودم کوچیک تر بود،دار و ندارم و به پاش ریختم،بی خبر از اینکه
▶︎

سر ۶۲ سالگی عاشق دختری شدم که ۳۰ سال از خودم کوچیک تر بود،دار و ندارم و به پاش ریختم،بی خبر از اینکه

شوهرم گفت خیلی اتفاقی سفرکاری براش پیش اومده و باید بره،منم بادوست پسرم هماهنگ کردم بیاد خونه پیشم ت
▶︎

شوهرم گفت خیلی اتفاقی سفرکاری براش پیش اومده و باید بره،منم بادوست پسرم هماهنگ کردم بیاد خونه پیشم ت

به بدبختی گذاشتم توقع دارم حمایت کنید و بینهایت پادکست امشب قشنگه از دست ندین #dastanland
▶︎

به بدبختی گذاشتم توقع دارم حمایت کنید و بینهایت پادکست امشب قشنگه از دست ندین #dastanland

با زنم جر وبحثم شد و از خونه زدم بیرون، اما بعد چند ساعت پشیمون شدم و وقتی برگشتم خونه تا با زنم آشت
▶︎

با زنم جر وبحثم شد و از خونه زدم بیرون، اما بعد چند ساعت پشیمون شدم و وقتی برگشتم خونه تا با زنم آشت

غذاهای خونه پریسا هیچ‌وقت تکراری نیستن! این بار غذای هندی
▶︎

غذاهای خونه پریسا هیچ‌وقت تکراری نیستن! این بار غذای هندی

داستان واقعی: داستان ارسالی ؛ مادرشوهرم یه ویلای قدیمی..سرگذشت یاسمن..  #داستان_واقعی#پادکست#داستان
▶︎

داستان واقعی: داستان ارسالی ؛ مادرشوهرم یه ویلای قدیمی..سرگذشت یاسمن.. #داستان_واقعی#پادکست#داستان

داستان واقعی : پادکست امشب خدمت شما سوگولی های قلبم 🫀😅#dastanland #داستان_فارسی
▶︎

داستان واقعی : پادکست امشب خدمت شما سوگولی های قلبم 🫀😅#dastanland #داستان_فارسی

شب عروسی فهمیدم زنم بارداره،اما نه از من،از کسی که وقتی اسمش و به زبون آورد دیوونه شدم و شبونه
▶︎

شب عروسی فهمیدم زنم بارداره،اما نه از من،از کسی که وقتی اسمش و به زبون آورد دیوونه شدم و شبونه

شوهرم فکر نمیکرد متوجه خیانتش شده باشم،من همه چی و میدونستم،حتی اینکه معشوقه اش کیه،واسه تلافی...
▶︎

شوهرم فکر نمیکرد متوجه خیانتش شده باشم،من همه چی و میدونستم،حتی اینکه معشوقه اش کیه،واسه تلافی...

با یه نگاه عاشقش شدم و با یه اشتباه از دستش دادم،یه عمر با خاطراتش زندگی کردم غافل ازاینکه زیره پوست
▶︎

با یه نگاه عاشقش شدم و با یه اشتباه از دستش دادم،یه عمر با خاطراتش زندگی کردم غافل ازاینکه زیره پوست

داستان واقعی: شوهرم دست‌فروش بود و من برای سیر کردن بچه هام میرفتم بالاشهرنظافت...
▶︎

داستان واقعی: شوهرم دست‌فروش بود و من برای سیر کردن بچه هام میرفتم بالاشهرنظافت...

شوهرم از ازدواج سابقش یه دختر داشت که آخر هفته ها میرفت دیدنش و میبردش بیرون،همه چی خوب بود تااینکه
▶︎

شوهرم از ازدواج سابقش یه دختر داشت که آخر هفته ها میرفت دیدنش و میبردش بیرون،همه چی خوب بود تااینکه