سلمان برقی یاد رفیق salman barghi yad refigh

عمری دوش به دوش تو حریف نامردا بودم بعد تو مثل عقاب زخمی تنها شدم حالا که رفتی داداش رفاقت ها زود گذره دل خسته بعد تو کوچه ها در به دره خیلی خسته ام خیلی خسته خسته ام از این زمونه کو رفیقی که پای عهد رفاقتش بمونه خسته از خیلی ها که لاف رفاقت می زنند توی جاده ای دروغ دم از صداقت می زنند مثل کفتار تن هر دوست رفیق می درند مفت بری کار شونه آبروی مرد می برند