شعر بار غم با صدای استاد حشمت منصوری shahram babakhanian

کوردانه:شهرام باباخانیان: سالهای 55 ، 56 بود که همراه پدرم به مغازه ی تعمیر ساعتش میرفتم. پدرم خدا بیامرز مرد بزرگی بود ، از این رو بهترین مردان شهر عصرها در مغازه ی او گرد هم میآمدند و گاهی با اتومبیل پدرم برای رفع خستگی کار روزانه به خارج از شهر میرفتند . و من که شش هفت سالی بیشتر نداشتم را هم با خودشان میبردند. در میان آنها مرد خوش مشربی بود با چشمانی به رنگ آسمان و نگاهی عمیق و بلند. خوش لباس و با قامتی استوار که عینکش را گاهی بر بالای ابروان و بر پیشانیش تکیه میداد. خوب به یاد دارم وقتی که سکان سخن را در دست میگرفت همه ساکت میشدند . نمیدانستم چه میگوید اما لحن انتقادیش را میفهمیدم. بعدها که بزرگتر شدم دانستم که وقتی دامنه ی ادراک آدمی وسیع میشود ، از نابسامانیها انتقاد میکند. پدرم بعضی شبها شعرهایی برایم میخواند ، بغض میکرد ... ادامه ی شعر را من میخواندم و در پایان زیرآن نوشته شده بود ح.م . شعر آن مرد تنها موسیقی دلنشینی بود که در آن سالهای سخت بیاد دارم. و ما سوار بر آن ،امواج خروشان دریای زندگی را درمینوردیدیم. به دانشگاه که رفتم ، هر بار که به ایلام برمیگشتم ، به سراغ شعرهای آن مرد که پدرم آنها را در یک دفتر گردآوری کرده بود میرفتم و شعرهای جدیدش را پیدا کرده و میخواندم. معنی در کلامش موج میزد . از توصیفهای متعددی که در شعرش به اطاله ی کلام می انجامید میشد به پهنه ی معلوماتش پی برد. گویی با هر کلامش تابلویی را در خیال به تصویر میکشید. سالها گذشت ، اوایل سال 1390 بود که تصمیم گرفتم از چهره های برجسته ی ادبی و هنری ایلام عکس پرتره بگیرم، به سراغش رفتم ؛ همان استواری در قامتش بود ، اما تازیانه های زمان بر چهره اش خطوطی را بر جای نهاده بود که هریک بیانگر فرازی و نشیبی بودند. وجودش چنان وسعتی داشت که در چهار چوب عکس من نمیگنجید.گدازه های آتشینی که از سینه اش فوران میکرد.نه تنها از گستره ی یک عکس خارج شد بلکه چهار چوب اندیشه ام را نیز در هم شکست. بی اختیار با او هم نوا شدم و این شعر از زبانم جاری شد: ئاگر دا وه بیر و باوه رم ده لیل سووزان هه م هشک و هه م ته رم ده لیل شوعله ی ئاگره ی ، شه وم وه روژ کرد قوربانی ده می مه سیحای ده لیل هیچ ابزاری برای جمع آوری معانی سیل آسایی که از زبانش جاری میشد، نداشتم . تنها سعی کردم و سعی کردم ...و آنچه به پیشگاه شما ملت عزیزم تقدیم میکنم برگ سبزیست ارمغان این سعی .

لفانگ شعری از استاد حشمت منصوری شاعر نامدار ایلامی
▶︎

لفانگ شعری از استاد حشمت منصوری شاعر نامدار ایلامی

آهنگ «دختر فراش باشی» از زنده یاد اسماعیل ستارزاده | بازخوانی با هوش مصنوعی
▶︎

آهنگ «دختر فراش باشی» از زنده یاد اسماعیل ستارزاده | بازخوانی با هوش مصنوعی

بیداد - همراه با موسیقی متن - bidad
▶︎

بیداد - همراه با موسیقی متن - bidad

پسر بچه ایرانی که با صداش داورای برنامه گات تلنت رو حیرت زده کرد
▶︎

پسر بچه ایرانی که با صداش داورای برنامه گات تلنت رو حیرت زده کرد

كنجاني كورد ايلام
▶︎

كنجاني كورد ايلام

دکلمه شنیدنی از امیر هوشنگ ابتهاج(سایه)
▶︎

دکلمه شنیدنی از امیر هوشنگ ابتهاج(سایه)

عناد - شعر فاروق جويدة - القاء محمد الكردي
▶︎

عناد - شعر فاروق جويدة - القاء محمد الكردي

مور لكى
▶︎

مور لكى

شعر طنز هالو در مورد انتخابات سال  ۹۲ و اشاره تلویحی به آنچه بر او در زندان گذشت
▶︎

شعر طنز هالو در مورد انتخابات سال ۹۲ و اشاره تلویحی به آنچه بر او در زندان گذشت

لك امير
▶︎

لك امير

کبیر کوه شعر آرام عباسی
▶︎

کبیر کوه شعر آرام عباسی

استاد اسماعیل ستارزاده .  شاهدوماد
▶︎

استاد اسماعیل ستارزاده . شاهدوماد

IRAN - Sedighi - Badkoubeii - AliPayam
▶︎

IRAN - Sedighi - Badkoubeii - AliPayam

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند - شهریار
▶︎

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند - شهریار

ﺷﻌﺮ ﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ !
ﭘﺪﺭﻡ ! ﮐﻠﻪ ﯼ ﺻﺒﺢ ﺍﺳﺖ ! ﺑﺮﻭ
▶︎

ﺷﻌﺮ ﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ! ﭘﺪﺭﻡ ! ﮐﻠﻪ ﯼ ﺻﺒﺢ ﺍﺳﺖ ! ﺑﺮﻭ

ساده منم، باده منم، از همه‌جا رانده منم (مولانا با صدای عشق)
▶︎

ساده منم، باده منم، از همه‌جا رانده منم (مولانا با صدای عشق)

بە یاد استاد حشمت منصوری
▶︎

بە یاد استاد حشمت منصوری

طنز محمد رضا عالی پیام ( هالو ) 9
▶︎

طنز محمد رضا عالی پیام ( هالو ) 9

شعر زیبای کردی ایلامی ...
▶︎

شعر زیبای کردی ایلامی ...

آهنگ «لیلا در وا کن مویم» از زنده یاد اسماعیل ستارزاده | بازخوانی با هوش مصنوعی
▶︎

آهنگ «لیلا در وا کن مویم» از زنده یاد اسماعیل ستارزاده | بازخوانی با هوش مصنوعی