از ضرب و شتم تا پیش‌بینی آینده ایران!

در روزهای اول جنگ ریختند آپارتمان حمید آصفی و تا خورد دادند به خوراکش. من دزفول بودم، شهرستان مشترک من و حمید. حمید خب علاوه بر اینکه همفکر و دوست خوب من است، نسبت فامیلی و همشهری‌گری نیز با من دارد. از قبل نمی دونستم فامیلیم، سالها در فضای رسانه همدیگر را فالو می کردیم تا اینکه یک روز حضوری که همدیگر را دیدیم گفت، «تو چه کسی». این نحوه و شیوه پرسش را فقط لر بزرگ می داند، یعنی بختیاری و لرهای فارس و کهگیلویه. چه کسی گرچه در ظاهر خیلی کوتاه است اما ولی!😉 گاه می‌تواند پاسخی به اندازه یک کتاب متوسط داشته باشد، به اندازه، قطع و صفحات تاریخ بیهقی🤔😀 «چه کسی»، یعنی از کدام تیره و طایفه، کر و بو، تش و اولاد بختیاری هستی. اگر مثلا هر دو هفلنگ باشیم، سوال بعدی و سوالات .... اینقدر ادامه می‌یابد که گاهی کار به جاهای باریک می کشد و طرفین از رگ گردن به هم نزدیکتر می شوند😉😉😉 خلاصه جمله «چه کسی» ما را فامیل کرد. دزفول بودم، خواب ۷ پادشاه را می دیدم ، یکی از پسر عموها آمد بالا سرم و شروع کرد به اذیت کردن که پاشو بچه مردم را مانند بقیه مهمانان راهب زندان و شکنجه کردی پا شدم، اول یک پرخاشی کردم که نگه مرض داری، شبا می‌ایبد تو حیاط نمی‌ذارید آدم بخوابد. مثلا خواب بودم. بعد گفتم چی شده گفت رفیقت را زدند ترکوندن😔 گفتم رفیقم کیه. عکسش را نشون داد، با زحمت متوجه شدم حمید است؟ بله در همان روزهای اول جنگ حرص خود از آمریکا و اسرائیل سر آصفی خالی کردند، بعد هم به گفته حمید خان، بهش گفتند اشتباه شده اسم تو در لیست قبلی بوده،با توجه به اینکه گزارشات جدید در ساختمان اداری مانده و ساختمان اداره آسیب دیده دوستان با استناد به گزارش قدیمی، آمدند سراغ شما 😉😀 طرف را زدند ترکوندن، بعد هم گفتند شما بفرمایید، بروید منزل. بقیه ماجرا را در ویدیوی اصلی در کانال راه و چاه از زبان خود حمید آصفی ببینید و‌ بشنوید. حمایت مالی و معنوی خود را از راه و چاه دریغ نکنید. در واتساپ به شماره +989338671027 پیام بدهید با احترام: اسفندیار عبداللهی