خانه تاریک جادو گر پر از سرهای جانوران بود... عروس عمه، درد وغصه همدمه- قسمت دوم داستان واقعی

با ما با این شماره واتس لطفا در تماس شوین 00923424727414 به «رنج تا گنج با رها» خوش آمدین (ranjtaganjbaraha) #داستان_واقعی #ranjtaganjbaraha #rahatavakoli #داستانهای_ارسالی #قصه_های_واقعی #عاشقانه #روانشناسی #قصه_های_واقعی #مادران_و_زنان #عشق #خیانت #دنیای_مجازی #دوستی_انترنتی #lala_ramesh #روانشناسی #خودشناسی #زندگی_در_خارج #خشونت_علیه_زنان #زنان_افغانستان #زنان_ایران_و_آزادی من رها هستم ,زنی از دل دردها، از دل مهاجرت، تنهایی، جنگیدن، افتادن و دوباره بلند شدن. اینجا جایی‌ست برای قصه‌هایی که شاید داستان زندگی خودت باشه... داستان‌هایی واقعی، پر از اشک و امید، پر از زخم و شفا. اگر در تاریکی راهت رو گم کردی، اینجا نوری هست… نه از جنس معجزه، از جنس فهمیدنِ همدیگه. 📌 در این کانال می‌شنوی: – داستان‌های واقعی و تأثیرگذار زنان ایران و افغان – روایت‌هایی از درد، عشق، مهاجرت، خشونت، تردید و نجات – تحلیل‌های روانشناختی ساده و قابل فهم در مورد داستانها – صدای زنانی که سال‌ها سکوت کرده‌اند… - اگر دنبال محتوای زرد و لحظه‌ای هستی، اینجا شاید جایت نباشه… اما اگر قلبت دنبال معنا، همدلی و شناخت خودت هست خوش اومدی. ❤️

داستان واقعی : بینهایت قشنگه تقدیم شما که عزیزتراز جونمین 😘 #dastanland #داستان_واقعی
▶︎

داستان واقعی : بینهایت قشنگه تقدیم شما که عزیزتراز جونمین 😘 #dastanland #داستان_واقعی

عشق پر شوری که با اعتیاد به خاموشی رسید💔. خانواده پر تشنج، عشق کور و اعتیاد. داستان واقعی
▶︎

عشق پر شوری که با اعتیاد به خاموشی رسید💔. خانواده پر تشنج، عشق کور و اعتیاد. داستان واقعی

قمار عامل جدایی ما ـ داستان واقعی
▶︎

قمار عامل جدایی ما ـ داستان واقعی

خواهر قهرمان ـ داستان واقعی
▶︎

خواهر قهرمان ـ داستان واقعی

بازیچه دست یک بی غیرت شدم ـ داستان واقعی
▶︎

بازیچه دست یک بی غیرت شدم ـ داستان واقعی

عروس عمه ؛ درد و غصه ی همدمه . ماجرای زنی که عروس عمه اش شد. رنج تا گنج با رها؛ داستانهای واقعی
▶︎

عروس عمه ؛ درد و غصه ی همدمه . ماجرای زنی که عروس عمه اش شد. رنج تا گنج با رها؛ داستانهای واقعی

ازدواجی که دلم در آن نبود ـ داستان واقعی
▶︎

ازدواجی که دلم در آن نبود ـ داستان واقعی

شوهرم گفت به قرآن قسم بخور که پاکدامن استی! مشکلی که شوهرم را بدگمان کرد.روزهای سخت در انتظار مهاجرت
▶︎

شوهرم گفت به قرآن قسم بخور که پاکدامن استی! مشکلی که شوهرم را بدگمان کرد.روزهای سخت در انتظار مهاجرت

در مهمانخانه را باز کردم دیدم یک دختر نشسته است... فرار دختر نامزددار داستان واقعی
▶︎

در مهمانخانه را باز کردم دیدم یک دختر نشسته است... فرار دختر نامزددار داستان واقعی

شوهرم مرا بی آبرو کرد و گفت: تو دختر نبودی! تهمتی که زندگیم را ویران کرد. داستان واقعی
▶︎

شوهرم مرا بی آبرو کرد و گفت: تو دختر نبودی! تهمتی که زندگیم را ویران کرد. داستان واقعی

عشقی که نیمه کاره ماند ـ داستان واقعی
▶︎

عشقی که نیمه کاره ماند ـ داستان واقعی

چیرۆکی پشت روداوەکەی مامۆستا عەبدول لەتیف سەلەفی
▶︎

چیرۆکی پشت روداوەکەی مامۆستا عەبدول لەتیف سەلەفی

پنج سال گرفتاری ـ داستان واقعی
▶︎

پنج سال گرفتاری ـ داستان واقعی

نگار و غم عشق و روزگار ـ داستان واقعی
▶︎

نگار و غم عشق و روزگار ـ داستان واقعی

فرار از عشق ـ داستان واقعی
▶︎

فرار از عشق ـ داستان واقعی

عشق از دست رفته ـ داستان واقعی
▶︎

عشق از دست رفته ـ داستان واقعی

با احساساتم بازی کرد ـ داستان واقعی
▶︎

با احساساتم بازی کرد ـ داستان واقعی

اولین عشق، آخرین اشتباه ـ داستان واقعی
▶︎

اولین عشق، آخرین اشتباه ـ داستان واقعی

زن هوشیار گفت بد خواه تان شما را بند کرده است! 😥شب های سخت پایان شیرین! داستان واقعی ارسالی
▶︎

زن هوشیار گفت بد خواه تان شما را بند کرده است! 😥شب های سخت پایان شیرین! داستان واقعی ارسالی

وقتی دیگر هیچ راهی نمانده بود ـ داستان واقعی
▶︎

وقتی دیگر هیچ راهی نمانده بود ـ داستان واقعی