یه دختر کم سن و سال چشم و گوش بسته بودم که واسه رسیدن به آرزوهام توو یه آرایشگاه کار میکردم

اینجا روایتِ زندگی‌هایی رو می‌شنوی که شاید کسی بهشون گوش نداده. دردهایی که پنهون موندن، اشک‌هایی که کسی ندید، و لبخندهایی که با سختی زنده موندن. ما اینجا از واقعیت حرف می‌زنیم — از آدم‌هایی که هنوز امید دارن، با وجودِ همه‌چیز. .... 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه و همیشه شاد و سلامت باشید تو این کانال داستان ها و تجربه های زندگی شما عزیزان روایت میشه، امیدوارم از تجربه دیگران استفاده کنید و درسی بشه تا هیچوقت مشکلات این چنین سره راهتون قرار نگیره ================== #رادیو_سرنوشت #سرنوشت #داستان #پادکست #رادیو_سرنوشت #داستان_زندگی #روایت_زندگی #راوی #پادکست_صوتی #پادکست_فارسی #رادیو 👇👇👇از اینجا عضو کانال شوید👇👇👇 http://bit.ly/Radiosarnevesht یه دختر کم سن و سال چشم و گوش بسته بودم که واسه رسیدن به آرزوهام توو یه آرایشگاه کار میکردم،همیشه تا دیر وقت سالن میموندم تا پول بیشتری در بیارم،تااینکه یه شب از همون شبا اتفاقی واسم افتاد که باعث شد دست از رویاهام بکشم و باکابوس اون اتفاق هر روز آرزوی مرگ کنم... خیلی ممنون ازلایک و کامنت های خوبتون و انتقاداتون که کمک میکنه کلیپ های بهتری بسازیم. ========================================== لطفا از طریق لینک زیر داستان های بیشتری از ما ببینید پلی لیست داستان های غم انگیز:    • بابا بزرگم یه مدت طولانی تو حموم بود و فکر...   پلی لیست داستان های مرموز:    • شب عروسیمون طبق روسوم جلوم خونواده شوهرم ب...   پلی لیست داستان های رازآگین:    • Video   پلی لیست داستان خیانت:    • شاگردم یه زن بیوه تو دل برو بود که با وجود...   پلی لیست داستان های واقعی:    • به شوهرم شک کردم و نقشه کشیدم مچشو بگیرم ا...   ❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹❣🌹 اگه به ویدیئو های ما علاقه مندید لطفا ما رو به دوستاتون معرفی کنید    / @radiosarnevesht  

شوهرم گفت زن ابله منو ببینین؟ازت جدا میشم فقط قبلش باید برای ۲۰نفر شام بپزیو بگی..خبر نداشت چه خوابی
▶︎

شوهرم گفت زن ابله منو ببینین؟ازت جدا میشم فقط قبلش باید برای ۲۰نفر شام بپزیو بگی..خبر نداشت چه خوابی

داستان واقعی‌: من خودم با اینکه چندتا بچه داشتم  ...سرگذشت سایه  #داستان_واقعی #پادکست #داستان
▶︎

داستان واقعی‌: من خودم با اینکه چندتا بچه داشتم ...سرگذشت سایه #داستان_واقعی #پادکست #داستان

❌پرونده قتلی که آخرش باورت نمیشه گوشات چی داره میشنوه ( کریستیل کروگ ) ❌
▶︎

❌پرونده قتلی که آخرش باورت نمیشه گوشات چی داره میشنوه ( کریستیل کروگ ) ❌

شوهرم هر وقت خودش نیاز داشت میومد سمتم و به نیازهای من توجه نمیکرد،منم واسه رفع نیازهام دست به کاری
▶︎

شوهرم هر وقت خودش نیاز داشت میومد سمتم و به نیازهای من توجه نمیکرد،منم واسه رفع نیازهام دست به کاری

رابطه با مرد متاهل:رکسانا خوشابی. مشاور و روانشناس
▶︎

رابطه با مرد متاهل:رکسانا خوشابی. مشاور و روانشناس

داستان ارسالی:پدرم حاجی بازاری معروفی بود که من رسواش کردم چون...#رادیوصدا#رادیوصداداستان
▶︎

داستان ارسالی:پدرم حاجی بازاری معروفی بود که من رسواش کردم چون...#رادیوصدا#رادیوصداداستان

ناگفته های نیک گاد از پشت پرده زندگیش❗️
▶︎

ناگفته های نیک گاد از پشت پرده زندگیش❗️

باعشق باشوهرم ازدواج کردم و زندگی عاشقانه ایی داشتیم،پا به پاش کار میکردم تا باهم زندگیمون و بسازیم
▶︎

باعشق باشوهرم ازدواج کردم و زندگی عاشقانه ایی داشتیم،پا به پاش کار میکردم تا باهم زندگیمون و بسازیم

وقتی پدرشوهرم گفت عروس نادون منو نگاه کنید هیچکس نمیدونست چه فاجعه‌ای درراهه راز سیاهی که تو مهمونی…
▶︎

وقتی پدرشوهرم گفت عروس نادون منو نگاه کنید هیچکس نمیدونست چه فاجعه‌ای درراهه راز سیاهی که تو مهمونی…

"I Was an Ambulance Driver — The Night I Read a Note and Ruined Three Lives..." #PersianStories
▶︎

"I Was an Ambulance Driver — The Night I Read a Note and Ruined Three Lives..." #PersianStories

به خاطر حرف مردم زنم و طلاق دادم و با زنی ازدواج کردم که ۱۰ سال تمام خونم و توو شیشه کرد،اما درنهایت
▶︎

به خاطر حرف مردم زنم و طلاق دادم و با زنی ازدواج کردم که ۱۰ سال تمام خونم و توو شیشه کرد،اما درنهایت

از شوهرم جدا شدم و بامردی ازدواج کردم که فکر میکردم دوسم داره اما همون شب اول وقتی باهم تنها شدیم
▶︎

از شوهرم جدا شدم و بامردی ازدواج کردم که فکر میکردم دوسم داره اما همون شب اول وقتی باهم تنها شدیم

شوهرم هر وقت خودش بهم نیاز داشت میومد سمتم،منم تصمیم گرفتم واسه رفع نیازهام باپسر کم سن و سال همسایه
▶︎

شوهرم هر وقت خودش بهم نیاز داشت میومد سمتم،منم تصمیم گرفتم واسه رفع نیازهام باپسر کم سن و سال همسایه

پرونده جنایی : قاتل زنجیره ای شوگرمامی ها ( قاتلی که پلیس ارومیه را شوکه کرده بود )
▶︎

پرونده جنایی : قاتل زنجیره ای شوگرمامی ها ( قاتلی که پلیس ارومیه را شوکه کرده بود )

با زنم جر وبحثم شد و از خونه زدم بیرون، اما بعد چند ساعت پشیمون شدم و وقتی برگشتم خونه تا با زنم آشت
▶︎

با زنم جر وبحثم شد و از خونه زدم بیرون، اما بعد چند ساعت پشیمون شدم و وقتی برگشتم خونه تا با زنم آشت

داستان واقعی : داستان ارسالی..😍🥰بینهایت هیجان انگیر و قشنگه #داستان_واقعی #پادکست #داستان
▶︎

داستان واقعی : داستان ارسالی..😍🥰بینهایت هیجان انگیر و قشنگه #داستان_واقعی #پادکست #داستان

یه داستان قدیمی ارباب و رعیتی ،  اصلا از دستش ندید خیلی جالبه !
▶︎

یه داستان قدیمی ارباب و رعیتی ، اصلا از دستش ندید خیلی جالبه !

توو حموم بودم که صدای در اومد،فکر کردم شوهرم اومده خونه،در و باز کردم و گفتم: عزیزم من اینجام..
▶︎

توو حموم بودم که صدای در اومد،فکر کردم شوهرم اومده خونه،در و باز کردم و گفتم: عزیزم من اینجام..

بدونه اینکه خودم خبر داشته باشم،پام وسط زندگی جاریم و برادر شوهرم بود،این و زمانی فهمیدم که کارشون
▶︎

بدونه اینکه خودم خبر داشته باشم،پام وسط زندگی جاریم و برادر شوهرم بود،این و زمانی فهمیدم که کارشون

شب عروسیمون طبق روسوم جلوم خونواده شوهرم بره.نه شدم تا بدنم رو چک کنن اما چیزی ازم دیدن که فردای اون
▶︎

شب عروسیمون طبق روسوم جلوم خونواده شوهرم بره.نه شدم تا بدنم رو چک کنن اما چیزی ازم دیدن که فردای اون